میخوام سرمو بزارم رو پات... میشه ؟
آخه چشمام خیلی خسته ان ....
میدونی امشب بدجوری دلم تنگت بود ....
رفتم پشت پنجره .....
جاده ای که ازش اومدیو دیدم
اما انگار جاده ی اومدنت یه طرفه شده ... آره ؟
انگار فقط تابلو زده: رفتن .... اومدن دیگه نداره آره ؟
هر روز عوضش می کنی ؟! چرا ؟....
میدونی من خیلی وقتا اصلا تابلوشو نگا نمی کنم
وای نبودی انقدر ترسیدم ....
همه جا تاریک بود ...
خواب بودم تا چشامو وا کردم دیدم تنهام ......
زنگ زدم بهت نبودی اما من بودم ....
راستی چرا نبودی ؟
آخه فک کردم هستی ولی نبودی ...
همش نبودی ...
بعدش اومدم آشپزخونه ...
میدونستم خیلی خسته ای ....
اومدم چایی درست کردم ...
ساعتو نگا کردم نزدیکه اومدنت بود ...
راستی امشب قرمه سبزی میپزم واست ....
تو خیلی دوست داری ... مگه نه ؟
هیچی نداریم تو خونه ..
میرم خرید الان میام
یه عالمه خرید کردما .... تو که باز نیستی !!!!
قابلمه دیگه حوصله اش سر رفته !
بیا زودی خونه .... آخه خسته ام
صدای در میاد ؟ نهههههههههه بازم خیالمه !
میرم بخوابم ....
اومدی عذاتو بخور و بیا بخواب پیشم
ترسیدم ....
تنم سرده ....
پتو انداختما اما بازم سردمه ....
دارم کلاغو گوش میدم ...
خودخواهم نه ؟
نه آخه کلی خاطره دارم ازش !
سختمه چشامو باز کنم ...
یعنی باز نمیشن ...
دستمو بگیر ....
آخ اون دستم نه که ....
چی؟ آره آخه نداشتیم ...
خریدم خوب لازم بود
دعوا را ننداز ... می بینی که خسته ام
برو شامتو بخور
من که اینجام ....
پاشو .....
هنوزم خودخواه و یه دنده ای ...
چراغو روشن نکن ....
خیس نیست ....
من که گفتم سردمه ...
فشارش نده ... میسوزه ... درد داره
آخ آخ
یادته موهام بلند بود ؟
وای یعنی میخوای ....
واقعا میخوای سرمو بزاری رو پات ؟
دس بکش تو موهام ...
آره کوتاس ولی میشه دس بکشی خوب
وای بوتو چفدر دوس دارما ....
من چشام بسته اس ولی ...
چرا گریه می کنی ؟
من که پیشتم ....
چی ؟ دستم ؟ بی خیال
میگما یه قولی میدی ؟
من که نیستم ...
نبینم گریه کنی خوب ؟
آخه من که نیستم اشکتو پاک کنم ...
نبینم دیر بری خونه ها ...
من که نیستم نگرانتشم ..
نکنه غذاتو دیر بخوری معده ات درد بگیره
گرسنگیت شروع شد غذا بخور .. خوب ؟
راستی از خیابون رد میشی قشنگ اطرافو نگا کن
آخه من دلم شور میزنه
ولی نیستم بهت بگم ...
پاشو اشکاتو پاک کن
تو قول دادی بهم یادت رفت ؟
زیر قولت نزن ...
محکمتر بغلم کن ...
میدونی قبل اومدنت خیلی ترسیده بودم
اما تو که اومدی ترسم ریخت ...
راستی جلو گل فروشی
همیشه با دو تا شاخه گل رز قرمز
منتظرم ...
با هر کی ....
با هر ماشینی که بیای ...
میام شیشه ماشینتو پاک می کنم
تا اومدی بهم پول بدی ...
بهت گل میدم ...
یادته گفتی برو واسم غریبی ؟
آره گفتی و منم
رفتم و مردم تو دلت ....
آره مردم ....
از غم دوریه چشم خوشگلت ...
بی گناه بودم و اما ...
تو چه تهمتی زدی !
نمیدونستم عزیزم ....
دل شکستن بلدی ........